أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

161

تجارب الأمم ( فارسى )

تو ماند . » چون پيام شمر به دختر رسيد گفت : « پذيرفتم ، خواسته را بفرستد . » شمر چهار هزار صندوق ، كه در هر صندوق دو مرد بود به سوى شهر فرستاد . سمرقند را چهار دروازه بود كه بر هر كدام چهار هزار مرد گمارده بودند . شمر آواى زنگوله را در ميان خود و آنان نشانه نهاد و اين را به فرستادگان خويش كه زنگوله را با آنان فرستاده بود ، بگفت . همين كه به شهر درآمدند زنگوله‌ها را به آواز آورد . بىدرنگ از صندوق‌ها بيرون جستند و دروازه‌ها را بگرفتند و شمر با سپاه خود به شهر درآمد و مردم را بكشت و هر چه در شهر بود از آن خويش كرد . آنگاه ، به سوى چين رفت و با انبوه توران برخورد و شكست‌شان داد و به چين رسيد و حسان را ديد كه سه سال پيش از او به چين رسيده بود و چنان كه برخى گفته‌اند هر دو در آن جا بماندند و همان جا بمردند . سالهايى كه در چين بودند بيست و يك سال بود . بر پايه برخى گزارشها كه همه پذيرفته‌اند شمر و حسّان از همان راهى كه آمده بودند بازگشتند تا سرانجام با خواسته‌هاى فراوان و گوهرهاى گوناگون [ 94 ] و بوهاى خوش و بردگان به نزد تبّع بازگشتند و آنگاه هر كدام به سرزمين خويش رفتند . زيرا خواست شاهان تازى جز تاخت و تاز و چپاول و تاراج نبوده است . پرواى فرمان‌روايى پابرجا نداشته‌اند . هر كدام همين كه دست به خواسته‌اى مىآگند و سپاهيان خويش را به نوايى خشنود مىساخت و بدان چه مىخواست مىرسيد به سرزمين خويش باز مىگشت . تبّع در يمن بمرد . پس از وى هيچ يك از شاهان يمن به كشور گشايى برون نرفت . سالهاى پادشاهى تبّع يك صد و بيست سال بود . در گزارشى ديگر آمده است : تبّع خود در يمن بماند و با برادرزاده‌اش شمر و پسرش حسّان همداستان شدند كه اين دو چين را بگيرند و دست آورد را به نزد تبّع فرستند . گويند وى در ميان خود و ايشان آتشگاهها بر آورد كه اگر چيزى رخ مىداد آتش بر مىافروختند و تبّع يك شبه از آن آگاه مىشد . نشانه آن بود كه اگر از سوى تبّع دو آتش برافروزند يعفر مرده است و اگر سه آتش ، تبّع . اگر از سوى ايشان يك آتش برافروزند حسّان مرده است و اگر دو آتش هر دو مرده‌اند . چندى بماندند و آن گاه از سوى تبّع دو آتش برافروختند كه يعفر مرده است و سپس سه آتش ، كه نشانهء مرگ تبع بود . برخى گويند : آن كه به سوى خاور تاخته بود تبّع ديگر بود ، همان تبّع تبان اسعد بو بكر